گفت‌وگو با سعيد ضروري معلول موفق "زندگي براي من پر از هيجان است"

در .

 روزنامه مردم سالاري نسخه شماره 3513 - 1393/04/12

 سعيدضروري با وجود اينکه داراي معلوليت ديستروفي است و با ويلچر برقي حرکت مي‌کند، مدير آموزشگاه مجازي زبان‌هاي خارجي وافل است که به گفته خود او هشتاد مترجم با آن همکاري دارند.



اما فعاليت‌هاي او که دانشجوي کارشناسي ارشد آموزش زبان انگليسي است صرفا در حوزه آموزش زبان انگليسي منحصر نمي‌شود. او که اهل شهر منجيل در استان گيلان است زندگي را نوعي ماجراجويي مي‌داند و از جمله معلولاني است که در زندگي خود دست به ماجراجويي‌هاي فراواني از جمله کايت سواري زده است. با او بيشتر آشنا مي‌شويم.


آقاي ضروري شنيده‌ام که در اثر بيماري ديستروفي دچار معلوليت شده‌ايد. کمي‌در مورد اين بيماري توضيح دهيد و براي ما بگوييد در چه سني مبتلا به اين بيماري شديد؟

بله اين بيماري در واقع نوعي بيماري پيشرونده عضلاني است که در آن ماهيچه‌ها بتدريج ضعيف مي‌شوند که انواع مختلفي دارد. من در ابتدا مي‌توانستم راه بروم و بتدريج مجبور به استفاده از عصا و ويلچر شدم. در حال حاضر هم از ويلچر برقي براي تردد استفاده مي‌کنم.


در مواجه شدن با يک بحران هرکس يک نوع عکس‌العمل دارد. شما در اين مواقع چطور برخورد مي‌کنيد؟

من بارها به دلايل مختلف مجبور شده ام از صفر شروع کنم، اما هميشه سعي کرده‌ام آينده نگر باشم و کارها و فعاليت‌هاي روزانه‌ام را در جهت اهدافي که دارم پيش ببرم و مرحله به مرحله انجامشان دهم. در مواقعي که به بن بست مي‌رسيدم چراغ اميد هيچ وقت در من خاموش نمي‌شد در واقع بن بست‌هايي بودند که جامعه به من تحميل مي‌کرد مثل نامناسب بودن سيستم حمل‌ونقل و موانع شهري که فعاليت‌هايم را محدود مي‌کردند.


باتوجه به شرايط خاصي که داشته‌ايد مقاطع مختلف تحصيل براي شما چطور بود و از دوران تحصيل، برخورد ديگران با شما در مدرسه و محيط‌هاي آموزشي براي ما بگوييد؟

دوران تحصيل من تا مقطع راهنمايي در شهر منجيل بود و تا دبستان مادرم هر روز من را به مدرسه مي‌برد چون حمل کيف برايم سخت بود و بعد از کلاس هم به دنبالم مي‌آمد و مقطع راهنمايي هم عموما با آژانس رفت و آمد مي‌کردم.

سال سوم و دبيرستان هم در شهر آبيک (استان قزوين) درس خواندم و دوستانم کمک زيادي به من کردند چون دامنه حرکتي من با عصا خيلي محدود شده بود. دوستانم هميشه به من لطف داشتند و در دانشگاه اين کمک‌ها خيلي محسوس‌تر بود چون با ويلچر معمولي حرکت مي‌کردم. يکي از همکلاسي‌هايم به نام آقاي ماشاالله تقي‌پور واقعا در اين رابطه کمک حال من بود و شايد اگر ايشان وجود نداشتند دوران تحصيل سختي مي‌داشتم. محيط‌هاي آموزشي عموما براي استفاده افرادي که محدوديت‌هاي حرکتي دارند مناسب نيست حتي دانشگاه‌هايي که جديد ساخته مي‌شوند.


چه انگيزه‌اي باعث شد شما به سمت رشته زبان انگليسي برويد؟ آيا علاقه عامل انتخاب اين رشته بود يا عوامل ديگر؟

در دوران دبيرستان به زبان انگليسي علاقه داشتم ولي علاقه اصلي من زيست شناسي بود ولي به دلايل مختلف نتوانستم علي‌رغم قبول شدن در رشته زيست شناسي سلولي مولکولي در اين رشته ادامه تحصيل دهم و با بي‌ميلي به سمت زبان انگليسي رفتم! اينجا شرايطي بود که من بايد تصميم مي‌گرفتم که در اين رشته حرفي براي گفتن خواهم داشت يا نه و با جديت از صفر شروع کردم و اهدافي را براي خودم تصور کردم و مرحله به مرحله پيش رفتم. بيشتر وقتم را صرف يادگيري مهارت‌هاي مختلف کامپيوتري در منزل کردم که معتقد بودم در آينده به آنها نياز خواهم داشت. هيچ وقت بيکار نبودم و به واسطه آشنايي با دوستاني مانند محمد رضا دشتي و همسر ايشان خانم اروانه فعاليت در حوزه معلولين را نيز شروع کردم که اين دو عزيز در روزهايي که بايد از صفر شروع مي‌کردم تاثير زيادي در ايجاد انگيزه در من داشتند.


در خصوص فعاليت‌ها و موفقيت‌هاي خود بگوييد و اينکه هم اکنون به چه کاري مشغول هستيد؟

در حال حاضر مدير آموزشگاه مجازي وافل هستم که خدمات مختلف زبان انگليسي و چند زبان ديگر را ارائه مي‌دهد. داشتن اين وب سايت از جمله اهدافي بود که در مقطع ليسانس مقدماتش را آماده مي‌کردم و امروز خوشحالم که همين وب سايت باعث شده است افراد زيادي از حرفه تخصصي خود درآمد داشته باشند، گروهي ترجمه مي‌کنند، گروهي تدريس مي‌کنند و مهمتر از همه افراد داراي معلوليت مي‌توانند به صورت انلاين و مستقيم آموزش ببينند و نياز به ترک منزل و حضور در آموزشگاه‌ها را نداشته باشند. هميشه به کارهايي مشغول بودم که احساس خوبي به من مي‌دهند، مانند نوشتن در حوزه معلولين که بيشتر يادداشت‌ها و ترجمه‌هايم در روزنامه مردم‌سالاري چاپ شده است که دوست خوبم حميد رضا شکوهي در اين رابطه نقش فعالي داشته اند. ترجمه چند جلد کتاب هم در کارنامه خودم دارم. در شرکت بازرگاني ابزار کلاسيک به عنوان مترجم بصورت دور کاري و اينترنتي کار مي‌کنم.


از آموزشگاهي که هم‌اکنون مشغول به کار هستيد برايمان بگوييد. زبان آموزان شما بيشتر چه کساني هستند؟

بيشتر افرادي که با ما براي آموزش تماس مي‌گيرند دانشجويان مقطع کارشناسي ارشد رشته‌هاي مختلف هستند که در اين مقطع نياز به زبان انگليسي را احساس کرده اند يا مديران شرکت‌ها و موسسات بازرگاني که از طريق تماس با ما مدرس خصوصي در بخش‌هاي مختلف تهران يا برخي شهرستان‌ها دريافت مي‌کنند.

ايراني‌هاي مقيم خارج از کشور هم علاقه زيادي به آموزش آنلاين دارند که مشتري‌هايي از کشورهاي استراليا، آلمان، بلژيک، نروژ، عراق و امارات داشته‌ايم. استفاده افراد داراي معلوليت از آموزش مجازي وافل قابل توجه بوده است.


آيا کسي در اين فعاليت به شما کمک مي‌کند يعني اين آموزشگاه مجازي به صورت گروهي فعاليت مي‌کند يا خودتان به تنهايي آن را اداره مي‌کنيد؟ چند نفر مدرس و دانشجو در اين مجموعه فعالند؟

من به عنوان موسس و مدير وافل با توجه به شناختي که از مدرسان و مترجمان دارم مشخص مي‌کنم چه کسي براي چه کاري مناسب است و سعي مي‌کنم با نظارت بر کار همکارانم در بهبود کيفيت کارها کمکشان کنم. انجام کارهايي که باعث ارتقا و بهبود فعاليت سايت شود هم خودم بر عهده دارم و گاهي دوره‌هاي جديد بر اساس نياز زبان آموزان تعريف مي‌کنم. بيشتر آموزش‌هاي آنلاين را خودم بر عهده دارم. فردي داراي معلوليت کار رسيدگي به تبليغات وافل را برعهده دارد که در منزل اين کار را انجام مي‌دهد و فرد داراي معلوليت ديگري کار پشتيباني و رسيدگي به درخواست مشتريان را انجام مي‌دهد.

تعداد مترجمان وافل در حال حاضر 80 نفر هستند که از اين تعداد تنها 10-15 نفر مي‌توانند با تسلطي که دارند درآمد مناسبي داشته باشند و ساير همکاران کمتر فعال هستند چون تسلط لازم را ندارند و البته تعدادي هم در دارالترجمه‌ها مشغول هستند اما مورد تاييد ما نيستند. در واقع سخت‌گيري زيادي در رابطه با مترجم‌ها و مدرس‌ها وجود دارد. تعداد افرادي که در سايت وافل و يوتوپيا (وبلاگ آموزش زبان انگليسي) ثبت نام کرده‌اند در مجموع حدودا 1700 نفر هستند که براساس بررسي‌هايي که شده 25 درصد اين افراد پيوسته اخبار وافل را دنبال مي‌کنند و مشتري ما هستند.


فعاليت‌هاي ترجمه در اين موسسه چگونه صورت مي‌گيرد؟

باتوجه به رتبه خوب سايت و اقداماتي که انجام داديم، مشتري‌ها از طريق اينترنت به وب سايت وافل مراجعه مي‌کنند و فايل متن مورد نظر را به صورت فرمت‌هاي مختلف براي ما ارسال مي‌کنند که از طريق ارسال فاکتور هزينه و زمان تحويل به مشتري اعلام مي‌شود و در صورتي که قيمت کل کار زير 100 هزار تومان باشد به طور کامل هزينه آن بصورت پيش پرداخت از طريق درگاه پرداخت انلاين، يا شمارت کارت بانکي موجود بر روي سايت دريافت مي‌شود و در صورتي که بيشتر از اين مبلغ باشد در دو مرحله دريافت مي‌کنيم. به خاطر دقت در کار وافل، مشتري‌هاي ثابتي داريم که تبليغ کار ما بوده‌اند. متاسفانه باتوجه به اينکه دفتر مشخصي نداريم برخي مشتري‌ها اعتماد نمي‌کنند که اميدوارم در سال جاري اين مسله هم حل شود.


زندگي را چگونه مي‌بينيد؟

زندگي با وجود سختي‌هايي که دارد براي من پر از هيجان بوده است. من کار مي‌کنم تا ماجراجويي کنم و هزينه زيادي هم بابت آن پرداخت مي‌کنم و در سال‌هاي آينده اين ماجراجويي‌ها بيشتر هم خواهد شد. زندگي براي من ساختني است و دوست دارم از صفر تا صد اجرهاي اين بنا را خودم بسازم.


از کساني براي ما بگوييد که در زندگي نقش پرنگي را براي شما ايفا کردند و در موفقيت شما دخيل بوده‌اند؟

قطعا اولين شخص مادرم بوده است هرچند کنترل آدمي مثل من که بلند پروازي‌هاي خاصي داشته است براي او سخت بوده. همانطور که قبلا گفتم دوستي با آقاي محمدرضا دشتي نقطه عطف زندگي من بوده و همواره فضاهايي را در اختيار من قرار داده‌اند تا بهتر رشد و حرکت کنم. هميشه دوستانم با در اختيار قراردادن فرصت باعث شده‌اند خودم را محک بزنم و فکر مي‌کنم تا حدودي در قبول مسووليت‌ها موفق بوده‌ام و با حمايت معنوي اين افراد محکم‌تر گام برداشته ام. اگر بخواهم نام ببرم ليست طولاني خواهد بود.


انسان زماني دچار خستگي مي‌شود و اين لحظه هر انساني واکنش خاصي دارد شما در اين مواقع چگونه رفتار مي‌کنيد؟

من چون هميشه در حال جستجو و ماجراجويي هستم کمتر اين حس به سراغ من مي‌آيد و هميشه دنبال ايجاد تغيير و بهبود کارها هستم. اما بهترين کار براي من دور شدن از آن فضا و ايجاد فضايي بهتر است که شايد با مسافرت و رفتن به جاهاي جديد اين مساله رفع شود. من سال‌ها براي داشتن شرايط فعلي تلاش کرده ام و اين حس رضايت خوبي در من ايجاد مي‌کند.


کنجکاو هستم بدانم براي آينده چه برنامه‌هايي داريد ؟

از برنامه‌هاي مهم من افزايش کيفيت خروجي کارهاي وافل است چه تدريس و چه ترجمه و... اميدوارم بتوانم منابع مالي مورد نياز براي راه‌اندازي دفتر وافل را فراهم کنم. باتوجه به تجربه‌هايي که کسب کردم اميدوارم بتوانم کارهاي موازي جديدي راه‌اندازي کنم و افراد معلول بيشتري را درگير کار کنم. در کنار کار و فعاليت‌هاي اجتماعي که دارم، انجام کارهاي هيجان انگيز بيشتري را دنبال خواهم کرد و سعي خواهم کرد شرايط براي تجربه ديگران با شرايط جسمي مشابه فراهم شود به همين جهت وب سايت «ماجراجويان معلول ايراني» را راه‌اندازي کرده‌ام که در مرحله تهيه محتوا است. کارها و فعاليت‌هاي ديگري هم خواهد بود که فعلا در مرحله ايده اوليه هستند.


عمده‌ترين مانع بر سر زندگي شما تا هم‌اکنون چه چيزهايي بوده آيا توانستيد بر آنها چيره شويد و آن موانع را از سر راه خود برداريد؟

مهمترين مانع براي من جابجايي بوده است و سال‌ها تلاش کرده‌ام محدوديت‌هايم را به کمترين ميزان ممکن برسانم تا بتوانم به اهدافم برسم. ايجاد استقلال حرکتي و تهيه ويلچر برقي متناسب با شرايط و فعاليت‌هايي که دارم تاثير زيادي داشته. اما چون از ويلچر برقي براي تردد استفاده مي‌کنم و اين وسيله با وجود امکان تا شدن ويلچرم وزن زيادي دارد استفاده از خودروهاي معمولي را براي من دشوار کرده است و به دليل ضعف عضلاني امکان رانندگي هم ندارم هر چند در کشورهاي پيشرفته دوستاني دارم که با شرايطي بدتر مي‌توانند رانندگي کنند و براي اين منظور از سيستم‌هاي هدايت ديجيتال خودرو استفاده مي‌کنند. اميدوارم اين مساله هم در داخل حل شود و تکنولوژي اين ابزارها وارد کشور شود يا توسط متخصصان داخلي ساخته شود.


به نظر شما مهمترين مطالبات يک فرد داراي معلوليت در کشور ما چه چيزهايي مي‌تواند باشد؟

تنها مطالبه‌اي که يک فرد داراي معلوليت مي‌تواند داشته باشد درخواست اجراي قانون جامع حمايت از حقوق معلولين است که در سايه آن بسياري از مشکلات قابل حل خواهند بود. من فکر مي‌کنم جامعه هيچگاه براي فردي که مستقل است دلسوزي نمي‌کند.


عمده‌ترين مشکلات شهروندان معلول کشورما چيست؟

در کنار مشکلات ناشي از عدم مناسب سازي که در نتيجه قانون گريزي و عدم نظارت شهرداري‌ها صورت مي‌گيرد خود معلولين ممکن است اطلاعات کافي در رابطه با نوع معلوليتي که دارند نداشته باشند و اينکه با چه کارهايي مي‌توان بر مشکلات ناشي از معلوليت غلبه کرد. فکر مي‌کنم بايد ترس حضور در جامعه را اگر دارند کنار بگذارند و با وجود تمام سختي‌هايش وارد جامعه شوند و از برخورد‌هاي ديگران دلسرد نشوند و به آينده اميدوار باشند و مطمئن باشند که حضورشان در جامعه موثر است.


در آخر درخواست شما از جامعه و مسوولين چيست؟

تفاوت‌ها را بپذيريم و از مسووليت‌هاي اجتماعي که داريم شانه خالي نکنيم.